فوری / هیئت دیپلماتیک ایران عازم سوئیس شد تنگه هرمز را تا عقب‌نشینی کامل اسرائیل از لبنان مسدود کنید نعیم قاسم: گزینه‌ای به نام تسلیم وجود ندارد/ شکست طرح نابودی حزب‌الله ابوعبیده: تلاش‌های اشغالگران برای جدا کردن جبهه‌ها راه به جایی نمی‌برد تحرک چهار سوخت‌رسان آمریکایی در خاورمیانه فرانسه درباره لغو تحریم‌های ایران شرط گذاشت نتانیاهو: تا هر زمان لازم باشد در جنوب لبنان می‌مانیم حزب الله: دشمن اسرائیلی هیچگاه به توافقی پایبند نبوده است فیدان: موضع تهاجمی اسرائیل مشکل کل جهان شده است هیئت پاکستانی برای مراسم تشییع پیکر رهبر شهید به تهران می‌آید ادعای کاتس: به حضور تروریست کت و شلواری جولانی در سوریه نیازی نداریم! بن‌گویر: باید کل لبنان را به آتش‌ بکشیم درخواست ۸۰ میلیارد دلاری پنتاگون پس از جنگ ایران ویتکاف: بازرسان آژانس انرژی اتمی به ایران می‌روند ترامپ: قرار نیست آمریکا به ایران ۳۰۰ میلیارد دلار بدهد سنت‌کام رسما رفع محاصره علیه ایران را اعلام کرد
«راهبرد معاصر» گزارش می‌دهد؛

وتوی ناتوی عربی با قدرت‌نمایی ایران

احیای ناتوی عربی عملاً ناممکن است. هیچ دولت عربی نمی‌تواند خطر هم‌پیمانی با رژیمی را بپذیرد که عامل جذب حملات نظامی به خاک کشورهای میزبان است.
تاریخ انتشار: ۱۱:۵۰ - ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 17
کد خبر: ۳۰۸۳۵۱

وتوی ناتوی عربی با قدرت‌نمایی ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ امارات که پس از «توافق ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ میلادی پیشگام در گشودن درهای خلیج‌فارس به روی صهیونیست‌ها بود، در جنگ تحمیلی محور آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران به کانون حملات موشکی و پهپادی تبدیل شد. در این میان اقدامات حمایتی رژیم صهیونیستی همانند ارسال سامانه گنبد آهنین سیگنال آمادگی برای ایفای نقش شریک امنیتی به سایر کشورهای عربی تفسیر شد که در گذشته «ناتوی عربی» خوانده می‌شد. 

کشورهای حوزه خلیج‌فارس متوجه شدند حمایت از عملیات نظامی آمریکا هزینه‌های فاجعه‌باری برای آن‌ها به همراه دارد

کشورهای عربی میزبان نیروهای آمریکایی بودند، سلاح‌های آمریکایی خریداری و خود را با اولویت‌های منطقه‌ای واشنگتن همسو کردند. وقتی آمریکا در هماهنگی با رژیم صهیونیستی جنگ تحمیلی را علیه ایران آغاز کرد، کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس همکاری کردند. هواپیماهای جنگی آمریکایی از پایگاه‌هایی در خاک آن‌ها عملیات انجام می‌دادند. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا عربستان، قطر و امارات را به عنوان شرکای عالی معرفی کرد و در عین حال متحدان ناتو و شرکای هند و اقیانوس آرام را به دلیل خودداری از شرکت در جنگ به سخره گرفت.

اما این ستایش، مشکل عمیق‌تری را پنهان می‌کرد؛ اینکه کشورهای خلیج‌فارس متوجه شدند حمایت از عملیات نظامی آمریکا هزینه‌های فاجعه‌باری برای آن‌ها به همراه دارد، زیرا تأسیسات انرژی و کارخانه‌های آب شیرین‌کن آن‌ها هدف انتقام ایران قرار گرفت. حکام عرب نظاره‌گر بودند که آمریکا منابع نظامی عظیمی  (ازجمله ناوشکن‌های مجهز به Aegis و رهگیرهای پیشرفته) را برای محافظت از رژیم صهیونیستی در برابر حملات تلافی جویانه ایران مستقر کرد، در حالی که کشورهای حوزه خلیج‌فارس هزینه حملات آمریکا را متحمل شدند.

حکام عرب انتظار پاداش نهایی داشتند، اینکه زیر چتر امنیتی آمریکا در برابر تهدیدات محافظت شوند. پیامدهای منفی جنگ نه تنها به احیای طرح «ناتوی عربی» کمکی نکرده، بلکه عملاً به تضعیف این پروژه منجر شده است. تجربه امارات نشان داد نزدیکی نظامی به تل‌آویو، نه تنها بازدارنده نیست، بلکه کشور میزبان را به هدفی مشروع و در اولویت حملات ایران تبدیل می‌کند. با مشاهده هزینه‌های سنگین امارات در جنگ اکنون کشورهای عربی می‌بینند اتکای امنیتی به صهیونیست‌ها، به جای ایجاد ثبات، خطرات امنیتی را به شدت افزایش می‌دهد. 

درواقع، مهم‌ترین تغییر ژئوپلیتیکی غرب آسیا امروز در تهران، تل‌آویو یا آنکارا اتفاق نمی‌افتد. این تغییر بی‌سروصدا در درون دربارهای سلطنتی شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس در حال وقوع است که در حال تجدیدنظر هستند آیا آمریکا هنوز ضامن امنیتی قابل اعتماد یا صرفاً قدرتی است که از قلمرو آن‌ها استفاده می‌کند و در معرض انتقام قرارشان می‌دهد.

«توسعه اقتصادی» در برابر «دکترین هرج‌ومرج» 

یکی از دلایل اصلی شکست پروژه «ناتوی عربی»، تضاد میان اهداف راهبردی کشورهای عربی و دکترین امنیتی رژیم صهیونیستی است. در حالی که کشورهای عربی (به‌ویژه عربستان با چشم‌انداز ۲۰۳۰) برای رشد اقتصادی به ثبات و آرامش منطقه نیاز دارند، رژیم صهیونیستی «بحران‌سازی» و «ایجاد هرج‌ومرج» را به عنوان اصل پایدار در سیاست خارجی خود پذیرفته است. 

امروز افکار عمومی جهان و منطقه، رژیم صهیونیستی و متحد آمریکایی‌اش را عامل اصلی بی‌ثباتی می‌بینند

تل‌آویو وضعیت جنگی را بهترین فرصت برای پیشبرد سیاست‌های توسعه‌طلبی ارضی و کسب هژمونی منطقه‌ای می‌بیند. این واقعیت برای اعراب روشن شد نزدیکی به رژیمی که بقایش در گرو «جنگ افروزی» است، هرگز به امنیت پایدار منجر نخواهد شد.

تغییر پارادایم؛ پایان عصر «ایران‌هراسی»

پروژه عادی‌سازی روابط با صهیونیست‌ها بر پایه روایت «ایران‌هراسی» بنا شده بود، اما جنگ اخیر و به‌ویژه جنایات در غزه، این روایت را دگرگون کرد.

امروز افکار عمومی جهان و منطقه، رژیم صهیونیستی و متحد آمریکایی‌اش را عامل اصلی بی‌ثباتی می‌بینند و ایران را طرفی می‌شناسند که در جایگاه مدافع منافع خود و قربانی تجاوزات قرار داشت. 

در چنین فضایی، ائتلاف‌سازی‌های نظامی مانند «ناتوی عربی» عملاً ناممکن شده است؛ هیچ دولت عربی نمی‌تواند خطر هم‌پیمانی با رژیمی را بپذیرد که هم مورد خشم توده‌های مردم و هم عامل جذب حملات نظامی به خاک کشورهای میزبان است. 

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار